بسم رب العشق
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:06
راه ما ،راه عشق نویسنده: ساداتژانر:طنز _عاشقانه_مذهبیبسم رب العشقعشق رازی ست به اندازه آغوش خدا عشق آنگونه که می دانم و می دانی نیست حامد عسگری ......................................................................
#پارت_اول
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:06
#پارت_اول:#راه_ما_راه_عشقهنوز آخرین لقمه رو تو دهنم نذاشته بودم که صدای عمه زهرا بلند شد:ریحانه،عمه،امروز خیلی غذا خوردی..نوش جونت...ظرفا رو بشوری غذات هضم میشه.....تجربه ثابت کرده بود هرچی دیرتر از س
#پارت_دوم
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:06
#پارت_دوم#راه_ما_راه_عشقآخرین لیوان رو هم شستم و گذاشتم تو جا ظرفی،بعدم سینک ظرفشویی و در آخر دستامو شستم.. چادربحرینی مو رو سرم مرتب کردم و از آشپزخونه اومدم بیرون...آخیش بالاخره تموم شد..پدرم در اوم
#پارت_سوم
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:06
#پارت_سوم#راه_ما_راه_عشقبدون توجه به حرف سهیل خودمو پرت کردم رو مبل دونفره و کنار ترنم نشستم امّا نشستنم همانا و بلند شدن صدای ترنم همانا:_خر بی افسار!!اون چشای موش کوریتو باز کن که عین گاو خودتو پرت
زندگی دوست داشتنی من
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 20:59
زندگی دوست داشتنی من نویسنده:نفس.نژانر:طنز_کلکلی_عاشقانه_مذهبی..خب خب اینجا یه دخمل شیطون شونزده ساله مشهدی داریم که تو یه خانواده مذهبی بزرگ شده و چادریه،خیلی از اعتقادات خانواده شو قبول داره ولی باز
پارت اول
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 20:59
بسم رب العشق عشق رازی ست به اندازه آغوش خدا...عشق آنگونه که می دانم و می دانی نیست.. حامد عسگریپارت اول: هنوز آخرین لقمه رو تو دهنم نذاشته بودم که صدا
پارت دوم
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 20:59
خب خب این پارت ادامه کل کل و صحبتای نفس با بقیه خانواده اش... پارت دوم:دیگه حوصله کل کل با سهیلو نداشتم...بیشعور،بی شخصیت ،بی ادب نمی فهمه یک ساعت پای ظرفشویی واستادن و ظرف شستن چقدر سخته..یه عالمه فح
پارت سوم
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 20:59
پارت سوم:با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم...به ساعت دیواریه اتاقم نگاه کردم ساعت شیش و نیم صبح بود....معلوم نیست کدوم خری کله صبح زنگ زده بهم...مردم آزار......... اومدم گوشیمو جواب بدم که قطع شد...