برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
#پارت_اول:#راه_ما_راه_عشقهنوز آخرین لقمه رو تو دهنم نذاشته بودم که صدای عمه زهرا بلند شد:ریحانه،عمه،امروز خیلی غذا خوردی..نوش جونت...ظرفا رو بشوری غذات هضم میشه.....تجربه ثابت کرده بود هرچی دیرتر از س
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
#پارت_سوم#راه_ما_راه_عشقبدون توجه به حرف سهیل خودمو پرت کردم رو مبل دونفره و کنار ترنم نشستم امّا نشستنم همانا و بلند شدن صدای ترنم همانا:_خر بی افسار!!اون چشای موش کوریتو باز کن که عین گاو خودتو پرت
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری
برچسب:
نویسنده: ایلیا امیری